نمایش نوار ابزار

توصیه‎های پساپلاسکو یا نگرانی‎های پیشاسقوط

دوشنبه 11 بهمن 1395

یادداشت استاد صالح قاسمی در حاشیه توئیت «توصیه های ایمنی پساپلاسکو»

کمتر کسی است که هنوز نداند حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور یکی از ارکان مدیریت عملیات روانی دولت یازدهم است و از همین جهت توئیت اخیر وی حاوی نکاتی است که به نظر می تواند هم قابل توجه باشد و هم در عین حال بی اهمیت بوده و بخشی از عملیات روانی ماه‎های پایانی دولت شمرده شود.

به زعم نگارنده این توئیت در نگارش حاوی پیام‎هایی است که اغلب تهدید و ارعاب را به ذهن متبادر می‎کند و این همان روشی است که دولت آقای روحانی از ابتدا با منتقدان و رقبای خود پیش گرفته است.

  • در ساختمان‌های کهنه و سست از بازی با آتش خودداری کنید؛ چرا که ممکن است یک ساختمان پنجاه ساله در چند ساعت فروبریزد.

در توصیه اول جناب آشنا به احزاب رقیب اعلام می‎کند که ساختار آنها نیز «کهنه و سست» است و تهدید می‎نماید که مقابله با دولت حکم آتش بازی را دارد که ممکن است تمام تلاش ها و پیشینه پنجاه ساله ایشان را نیز به باد دهد.

  • مراقب جرقه‌ها باشید؛ ممکن است مواد اشتعال زا تلاش آتش نشانان را بی اثر کند.

در این جمله عبارات «جرقه»، «مواد اشتغال زا» و «آتش نشانان» می تواند مصادیقی داشته باشند که غرض القای فضای بسیار ملتهب و شکننده سیاسی حال حاضر بوده و می کوشد مسئولیت اتفاقات احتمالی ماه‎های پیش رو را متوجه رقبای سیاسی بنماید.

  • فقط آسیاب به نوبت نیست؛ ممکن است آتش هم به نوبت باشد.

شاید جناب آشنا با این جمله پیش‎بینی یا پیش‎گویی و یا حتی پیش‎طراحی نوین خود را برای هم فکران خویش، رونمایی می‎کند.

  • درست است که برخی آتش به اختیار شده‌اند، اما آتش همیشه به اختیار آتش افروزان باقی نمی‌ماند.

«آتش به اختیار» و «آتش افروز» نیز اتهام جدید دولت «راستگویان» و «نقد پذیران» به منتقدان خویش است.

  • به مالکان و ساکنان ساختمان‌های با نمای شیشه‌ای توصیه می‌شود از سنگ پرانی به دیگران خودداری کنند.

این تهدید نیز همان «بگم بگم» به روش جدید است. ژست داشتن اطلاعات محرمانه و تهدید به افشاگری‎های شکننده آن هم از دولتی که هیچ حرفی نمانده که نزده باشد.

  • ساختمان‌ها و ساختارها همیشه به صورت عمودی و درخود فرونمی‌ریزد، گاهی به ساختمان‌های مجاور هم خسارات جدی وارد می شود.

بازهم تهدید به اینکه اگر ما غرق شویم دیگرانی را هم غرق می‎کنیم.

آنچه خواندیم، علاوه بر اشارات بی‎اهمیت فوق، پیام‎های دیگری هم دارد که بیشتر از متن قابل تامل هستند.

اول اینکه؛ این نوشته‎ها نیز در ادامه کارنامه چهار ساله دولت یازدهم، به شدت حاکی از خوی استبدادی و فضای امنیتی حلقه تصمیم‎گیران و تصمیم‎سازان دولت است که در مقابل منتقدان و رقبای خود، ابزار ارعاب و تهدید را پیش می‎گیرند و جز به بستن دهان‎ها و شکستن قلم‎ها راضی نمی‎شوند.

ثانیا اینکه؛ اینگونه تهدید و ارعاب، افشاگر حقیقت دیگری نیز هست. حقیقتی که می‎گوید دولت به شدت نگران موجودیت و بقای خویش است. واقعیت این است که آقای آشنا در نوشتار خویش با زبان بی زبانی گفته است: دولت چنان در بقای قدرت و ادامه موجودیت خود دچار ترس و اضطراب شده است که باید یک بار دیگر بسوی مخالفانش فرار کند و با این فرار به جلو، استیصال و اضطراب خود از سونامی رویگردانی مردم از دولت یازدهم را پنهان نماید.

و ثالثا اینکه؛ ظاهرا بازهم قرار است با راه‎اندازی یک عملیات روانی، افکار عمومی مهندسی شده و مشغول موضوعات فرعی بماند، تا مبادا در این ماههای پایانی دولت، خیزش مردمی مطالبات وعده‎های بیشمار آقای روحانی تشدید شده و فراگیر شود. آری، مقصود آقای آشنا این است که مردم، احزاب و رقبای سیاسی در ایام باقیمانده از دولت به مجادلات و دعواهای فرعی مشغول بمانند تا حقایقی همچون شعارها و وعده‎های روی زمین مانده و رهاشده دولت که باید در محکمه افکار عمومی واخواهی شوند، همچنان مغفول بماند.

و اینها همه در شرایطی است که امروز نه چرخ سانتریفیوژها می چرخند و نه چرخ اقتصاد و زندگی مردم. نه مقاومتی در اقتصاد و تقویت تولید ملی دیده می‎شود و نه مدیریتی در واردات کمرشکن اجناس غیراولویت دار. نه حریم خصوصی برای مردم و اسرارشان باقیمانده و نه حقوقی برای شهروندان معترض و منتقد. چه باید گفت از عزت پاسپورت ایرانی، که امروز دیگر نه به خانه خدا راهی داریم و نه به سرزمین کدخدا.

دیدگاه ها