نمایش نوار ابزار

پیچ تاریخی جمعیت در تنگه احد نظام اسلامی

دوشنبه 11 اردیبهشت 1396

تحلیلی بر تحولات جمعیتی استان سیستان و بلوچستان

 

رهبرمعظم انقلاب‌اسلامی(مدظله) در سال ۱۳۸۱ و طی سفری که به استان سیستان و بلوچستان داشتند فرمودند؛ سیستان برای جمهوری‌اسلامی ایران به مثابه تنگه احد است و نباید در امور آن کوتاهی شود. اینجانب، عمق راهبردی این تعبیر بی‌نظیر معظم‌له را به درستی درک نکرده‌بودم، تا زمانی‌که به لطف‌الهی در فروردین ماه سال جاری(۱۳۹۶) و در ایام اعتکاف ماه رجب‌المرجب بعنوان پژوهشگر تحولات جمعیتی، توفیق حضور در استان سیستان و بلوچستان را یافتم و از نزدیک با مردم شریف، نخبگان فهیم و مسئولین نهادهای مختلف این استان، نشست‌ها و گفتگوهایی را با محوریت مباحث و تحولات آمارهای جمعیتی تجربه کردم.

استان سیستان و بلوچستان با ۱۸۱.۷۸۵ کیلومترمربع مساحت حدود ۲.۷۷۵.۰۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و با افزایش حدود ۸/۰ درصد در پنج سال گذشته بطور میانگین دارای نرخ رشد جمعیت ۸۳/۱ درصدی است. این استان که بعنوان یکی از جوان‎ترین استان‎های کشور شناخته می‎شود، حتی در دوره اجرای سیاست‎های کنترل جمعیت در کشور، کمترین میزان کاهش را در نرخ باروری داشته است.

آری، سیستان با توجه به موقعیت جغرافیایی، شرایط خاص مرزی با دو کشور پاکستان و افغانستان، وضعیت اقتصادی و امنیتی، الگوی تنش‌های منابع آبی و از دیدگاه خاص نگارنده تحولات جدی جمعیتی از منظر قومیتی، مذهبی و نقشه مهاجرت‌های گسترده به خارج از استان، به واقع به مثابه تنگه احدی است که متاسفانه با بی‌مهری و بی‌تدبیری گسترده مسئولین دولتی دست به‌گریبان بحران‌ها و معضلات متعددی است.

آنچه از منظر جمعیتی در این استان کاملا مشهود است اینکه برادران و هم‌وطنان بلوچ ما، با توصیه‌های چندین ساله علمای مذهبی و با حفظ شاخصه‌های مهم و سنتی سبک‌زندگی خود، یک راهبرد کاملا مشخص و منسجم در موضوع تکثیر جمعیت و افزایش فرزندآوری دارند و به درستی به آموزه‌های اصیل اسلامی عمل می‌کنند، تا جائیکه حتی در سال‌های اجرای سیاست کنترل جمعیت در کشور با این سیاست‌ها همراهی نکرده و آن را برنتافتند. البته لازم به ذکر است که نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری در بازه بلند مدت سه دهه گذشته، در بین برادران اهل‌سنت این استان نیز سیرکاهشی داشته‌است، اما در مجموع با داشتن راهبرد و چشم‌انداز هدفمند جمعیتی، میزان کاهش در بین این عزیزان، بسیار کمتر از کاهش نرخ رشد و نرخ باروری در سطح کل کشور است. این درحالی است که متولیان و مسئولین ذیربط دولتی و استانی هیچ چشم‌انداز و نقشه جامعی در باب افق تحولات آینده جمعیتی این استان ندارند.

در بررسی‌ها و پژوهش‌های میدانی بعمل آمده از منابع رسمی و غیررسمی در این استان به این نتیجه رسیدم که عواملی همچون؛ تبعیت کامل از توصیه‌های علمای دینی، حفظ و تقویت روحیه اعتماد و توکل به وعده‌های خداوند، حفظ سبک‌زندگی سنتی و ساده، عدم‌شیوع توقعات کاذب و غیراولویت‌دار، عرفی‌سازی و رواج تعدد زوجات و در ادامه حفظ تعصبات مذهبی و قومی باعث شده‌است که بعد خانوار یا بعبارت دیگر تعداد اعضای یک خانواده که در بین اقوام بلوچ و برادران اهل‌سنت بطور میانگین تا حدود ۵/۶ تا ۷ نفر تخمین‌زده می‌شود، تفاوت معناداری با بعد خانوار در میان شیعیان این استان که حدود ۴ نفر است، داشته‌باشد.

در همین حال آنچه بسیار قابل‌توجه و تامل است اینکه جمعیت منطقه سیستان در این استان که اکثریت شیعه را تشکیل می‎دهند، به‌ویژه در شهرستان زابل تحت‌تاثیر عوامل متعددی در حال تنزل است و در دو دهه گذشته این سیر کاهشی جمعیت سیستان کاملا محسوس و مشهود بوده‌است. عبور از سبک‌زندگی سنتی و بومی بسوی سبک‌زندگی مدرن و غربی، اجرای گسترده سیاست‌های کنترل جمعیت، افزایش سطح انتظارات و توقعات کاذب از زندگی، افزایش مدیریت‌نشده و غیرهدفمند تحصیلات دانشگاهی و فعالیت‌های اجتماعی زنان، عدم درک صحیح از اهمیت ویژه جمعیت در بین عموم مردم و مسئولین استانی، مهاجرت‌های گسترده شیعیان به استان‌های همجوار و چندین علت دیگر را می‎توان از مهم‌ترین عوامل تغییر  نسبت مذهبی در استان سیستان و بلوچستان دانست.

در همین رابطه پدیده نگران‌کننده مهاجرت و یا بعبارت دیگر کوچ جمعیت به‌ویژه در منطقه سیستان از جمله پدیده‌هایی است که بایسته است در کمیته‌های تخصصی و از ابعاد مختلف اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و غیره مورد ریشه‌یابی و آسیب‌شناسی جامع و مطالعه تخصصی قرارگیرد. در یک نگاه کلی مهم‌ترین عوامل مهاجرت‌های نگران‌کننده و کوچ‌های جمعی از چند واقعیت موجود در منطقه سیستان بی‌تاثیر نیست که در راس همه آنها فقر شدید و معضلات جدی اقتصادی ساکنان سیستان خودنمایی می‌کند. در واکاوی علت این فقر فراگیر می‌توان به چند نکته اشاره کرد؛

۱- خشکسالی بی‌سابقه و گسترده

خشکسالی و بی‌آبی مزمن که از اصلی‌ترین عوامل کوچ شیعیان سیستان به استان‌های خراسان‌جنوبی، شمالی، رضوی، گلستان، یزد و کرمان بشمار می‌رود چند علت اساسی دارد که عبارتند از؛

الف- براساس توافق‌نامه رامسر که در زمان پهلوی دوم بین ایران و افغانستان منعقد شد، افغانستان متعهد گردید که سالانه ۸۵۰ میلیون مترمکعب حق آبه به سمت ایران آزاد نماید، اما با وجود ناکافی و غیرعادلانه بودن میزان توافق‌شده، درسال‌های اخیر با کارشکنی‌های علنی افغانستان، همین میزان حق آبه ایران از محل سدهای افغانستان نیز محقق نمی‌شود و متاسفانه دولت ایران نیز برای پیگیری این حق آبه و حل این مشکل هیچ اقدام جدی و پیگیری موثری را انجام نداده‌است و با وجود پیگیری‌های گسترده مردم محروم منطقه، کوتاهی دستگاه دیپلماسی کشور در این رابطه کاملا مشهود بوده‌است.

ب- کمبود آب شرب و کاهش دائمی منابع آب کشاورزی سیستان نیز مسئله دیگری است که در ریشه‌یابی آن می‌توان به انتقال منابع آب سیستان بسوی شهرهایی مثل زاهدان، خشکی تالاب هامون و شوری مفرط منابع اندک آب‌های باقیمانده اشاره‌نمود. این مشکل برای مرکز شهرستان هیرمند و بسیاری از روستاهای شمالی تالاب هامون مثل؛ خاک سفیدی، کیخا، دراز، کتمک، اکبرآباد و … بسیار حادتر و نگران‌کننده‌تر است.

ج- راه‌اندازی لوله دوم آب زاهدان و انتقال آب سیستان برای تامین آب شرب زاهدان هم یکی از نشانه‌های بی‌تدبیری و سوء‌مدیریت دولتی است که منجر به خشکسالی و بی‌آبی بیشتر منطقه سیستان شده‌است.

د- ایجاد چاه نیمه‌چهارم و تخصیص آن برای تامین آب شرب نیز از دیگر عوامل بی‌آبی و نابودی صنعت کشاورزی در منطقه سیستان بوده‌است که خود بحث کامل و دقیقی را می‌طلبد.

۲- تعطیلی بازارچه‌های مرزی

پیرو احداث دیوار مرزی در مرزهای زابل و در ادامه با تعطیلی و فعالیت بسیار محدود بازارچه‌های مرزی سیستان مثل بازارچه‌های؛ گمشاد، چوتو، میلک، گمشاه و… مسیر هر فعالیت اقتصادی و بازرگانی را برای امرار معاش بومیان سیستان به شدت ناهموار نموده و منجر به افزایش سیر مهاجرت اهالی سیستان شده‌است.

این درحالی است که کشاورزانی که از بی‌آبی رنج می‌برند و صیادانی که در پی خشکی هامون با بیکاری روبرو هستند، بعلت تعطیلی‌های طولانی مدت در بازارچه‌های مرزی، امکان تامین معاش از طریق داد و ستد را نیز ندارند و این مسئله سیر مهاجرت‌ها را باز هم افزایش داده‌است.

۳- ناکارآمدی طرح‌های فروش سوخت و واردات کالا توسط مرزنشینان

بر اساس مصوبه دولت بنا بود مرزنشینانی که تا شعاع پنجاه کیلومتری مرزها ساکن هستند اجازه داشته‌باشند تا میزان مشخصی سوخت را مبادله و امکان ورود حدمعینی کالا را از مرزها داشته‌باشند. اما در نتیجه عدم‌مدیریت صحیح بازارچه‌های مرزی و تعطیلی کامل و یا نیمه‌تعطیلی این بازارچه‌ها، در نهایت این طرح‌ها نیز به سرانجام روشنی نرسید و عملا با شکست روبرو شد.

در بررسی مجموعه عوامل فوق‌الذکر و با تحلیل شبکه‌ای از متغیرهای بومی، می‌توان ادعا کرد این استان مهم و استراتژیک ایران اسلامی که در لسان رهبرفرزانه‌انقلاب(مدظله) به تنگه احد جمهوری اسلامی نامگذاری شده‌است، در شرایط زمانی تعیین‌کننده‌ای همچون یک پیچ تاریخی جمعیتی قرار گرفته‌است. با علم به آنچه گفته شد، ضروری و بایسته است، کمیته‌ای تخصصی متشکل از کارشناسان جمعیت‌شناس و صاحب‌نظران بومی و نخبگان فرهنگی اقتصادی، امنیتی، مذهبی و…. تشکیل شود و با مطالعه دقیق و علمی تحولات گذشته و حال حاضر، یک سند بالادستی و راهبردی برای این استان تهیه و تدوین نمایند.

در ادامه لازم می‌دانم چند توصیه کلان و راهبردی برای سیاست‌گذاران، تصمیم‌سازان و تدوین‌کنندگان اسناد بالادستی در این استان ارائه نمایم؛

۱- هرگونه رفتار و گفتاری که منجر به تشدید اختلافات مذهبی شده و فاصله غیرواقعی و غیرعقلانی بین مسلمانان شیعه و سنی را عمیق‌تر نماید، خلاف آموزه‌های قرآنی و سیره عملی حضرات معصومین(ع) بوده و علاوه بر اینکه یک خطای راهبردی خواهدبود، قطعا در مسیر تکمیل نقشه تفرقه‎افکنانه دشمنان اسلام و ایران خواهدبود.

لذا، از علماء و عقلای شیعه و سنی انتظار می‌رود با عمل به آموزه‌های قرآنی و نبوی و با حفظ وحدت منطقی بین فرق اسلامی اعم از شیعه و سنی و بلوچ و سیستانی، الگویی عملی برای تحقق تمدن نوین‌اسلامی را به همه کشورهای اسلامی ارائه نمایند. در همین رابطه مشارکت‌دادن بیشتر برادران بلوچ و اهل‌سنت در مناصب اداری و مدیریتی استان می‌تواند در قرابت بیشتر، رفع سوء تفاهمات و حفظ منافع مشترک ملی نقش بسزایی داشته‌باشد.

۲- به همه اقوام و مسلمانان فهیم استان سیستان و بلوچستان توصیه می‌شود با رجوع به باورهای اصیل دینی و سبک‌زندگی اسلامی‌ایرانی، رفتار فرزندآوری خود را در سطح کلان تمدنی تحلیل نموده و به وظیفه جهانی و اسلامی خود برای تکثیر نسل مسلمانان جهان عمل نمایند. همچنان که رسول‌اکرم(ص) می‌فرمایند: تناکحوا تناسلوا فانی اباهی بکم یوم القیامه؛ ازدواج کنید و ازدیاد نسل نمایید، چراکه من در قیامت به شما مباهات می‌کنم.

۳- علیرغم اینکه پس از گذشت سه سال از ابلاغ سیاست‌های نوین جمعیتی از سوی مقام‌معظم‌رهبری(مدظله)، متولیان امر و مسئولین دولتی هیچ اقدام جدی و قابل ذکری برای تحقق این سیاست‌ها نکرده‌اند، با عنایت به شرایط ویژه این استان، بر مسئولین نهادهای مردمی و حاکمیتی و استانی سیستان و بلوچستان فرض است که علاوه‌بر برگزاری همایش‌های عمومی و نشست‌های تخصصی برای تقویت گفتمان تکثیر نسل در بین مردم و نخبگان استان، درصدد تنظیم یک چشم‌انداز علمی و بومی برای آینده تحولات جمعیتی و تاثیرات فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و مذهبی در این استان باشند.

بدیهی است بسیاری از مشکلات امروز این استان ناشی از فقدان سند کلی و چشم‌انداز مدیریتی در دهه‌های گذشته بوده‌است. امید است این نوشتار درک اهمیت مقطع زمانی کنونی این استان را که به مثابه یک پیچ تاریخی جمعیتی برای تنگه احد نظام اسلامی است، تسهیل و تشدید نماید.

 

صالح قاسمی، پژوهشگر و نویسنده مجموعه «جنگ‌جهانی‌جمعیت»

Salehghasemi110@gmail.com

دیدگاه ها