محک میزان بصیرت در مواجهه با حیات و ممات هاشمی
«السلام علی عبادالله الصالحین» حجتالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی دار فانی را وداع گفت و با وفاتش هم جریانی ایجاد کرد که میتوان مواجهه با آن را میزانی برای سنجش بصیرت خواص و عوام دانست.
در یک جمله باید گفت؛ هاشمی رفسنجانی و نحوه مواجهه با وی، در حیات و ممات، محک بصیرت همگان اعم از عوام و خواص بوده و هست.
به شرط عقل و اخلاق و سیاست و بصیرت، هماینک وقت حفظ انسجام و اقتدار ملی است. مصلحت نظاماسلامی ایجاب میکند که محاسن شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی ذکر و تبلیغ شود. اخلاق اسلامی حکم میکند نه تنها نباید بر اشک کسی خندید، بلکه از هر اقدام موهنی نیز باید پرهیز کرد. از منظر هر عاقلی بدیهی است که دشمنان نظام را در فتنه ایجاد دوقطبی و تفرقه در کشور باید خلع سلاح کرد.
اما سوال روشن این است که آیا به همه دلایل معقول و مشروع فوق، میتوان دروغ هم گفت.
در جایی که امام المسلمین در عین ذکر مجاهدتهای سابق مرحوم هاشمی در پیام تسلیت، از ذکر مستحب «اللهم انا لانعلم منه الاخیرا» در نماز بر بدن هاشمی اجتناب میکند، آیا انتساب اوصاف و القابی مثل؛ مطیع محض ولیفقیه، مجاهد ضداستکباری، ساده زیستانقلابی و… و حتی القابی مثل علامه و آیتالله برای ایشان، دروغ شرعی و کذب محض شمرده نمیشود.
واعجبا، بنگرید که چگونه هاشمی در حیات و بعد از مرگش افشاگر سطح نازل بصیرت و تقوای برخی از خواص و عوام گشتهاست.
نکته مهم دیگر اینکه، هاشمی در کسوت پدرخواندگی دولت اعتدال، باردیگر چه به موقع به فریاد دولت یازدهم رسید و در این ماههای پایانی که دولت تدبیر و امید باید در محکمه ملت به دادخواست عدم تحقق شعارهای ماورایی خود پاسخ گوید، با ایجاد یک فضای غیرعقلانی و عاطفی، دولت را از محکمه مردم فراری داد.
فاعتبروا یا اولیالابصار که ولایتمداری عدهای چگونه است!